چهارشنبه نوزدهم تیر 1387
چند روز که تهران بودم با یه دوست جدید آشنا شدم
دیروز شنیدم که رفت دوباره زندانو تجربه کنه
شاید با افکارش موافق نبودم ولی افکارش هرچه بود برای هیچ انسانی خطری نداشت هیچ انسانی!!!
مگر برای..........
بعضی موقعا میتونم خیلی راحت گریه کنم.
نیست تردید زمستان گذرد
وز پی اش باد بهار با هزاران گل سرخ بی گمان می آید.
نوشته شده توسط حسین در ساعت 2:10 | لینک
|