تبليغاتX
رودباران
ای کاش آب بودم. گر می شد آن باشی که خود می خواهی!

18/9/87

مدرسه امیر کبیرم کلاس A1، پنجره کلاسمون رو به چند تا خونه و چند تا زمین خالی باز میشه

زمینای خالی که پر شده از زباله های این خونه ها،

تو هربار نگاه کردن به این منظره چند تا موش بزرگومی بینم که دارن تو اشغالا دنبال روزیشون میگردن،

 از فاصله ی۳۰ـ۴۰ متری این موشا به راحتی دیده میشن، خیلی بزرگن،

این شهر آبادانه، آبادان ترانه ها

نوشته شده توسط حسین در ساعت 21:51 | لینک  | 

امروز یکی از بچه ها با اون لهجه ی عربیش ازم پرسید ما برا چی به دنیا اومدیم

از حرفاش فهمیدم که زندگی سختی داره .

نمیتونسنم اونی که نظر خودم جوابش بدم چون مطمین بودم نیمفهمش یا حداقل بهش کمکی نمی کرد. ولی بالای دفتر فیزیکش نوشتم :

حافظ از نفس باد خزان در چمن دهر مرنج            فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

بعدش به خودم گفتم قسمت گل زندگی این بچه کجاست.................

کاش همه روزهاش گل بشن  !!!

نوشته شده توسط حسین در ساعت 10:41 | لینک  |